کتاب مادر

معرفی کتاب مادر

  • نویسنده : ماکسیم گورکی
  • مترجم : محمد قاضی
  • ناشر: انتشارات جامی

در این مقاله از کتابخانه انصار به معرفی کتاب مادر میپردازیم.

رمان «مادر» اثر ماکسیم گورکی، تصویری تکان‌دهنده از زندگی طبقه کارگر روسیه تزاری و بیداری آگاهی انقلابی است. با محوریت شخصیتی مادرانه، نشان می‌دهد چگونه عشق و رنج می‌تواند انسانی ساده را از ترس به جسارت و قهرمانی برساند.


درباره این کتاب بیشتر بدانید...

رمان مادر که در سال ۱۹۰۶ نوشته شده، داستانی اجتماعی و انقلابی است که در پس‌زمینه‌ی جامعه‌ی روسیه‌ی پیش از انقلاب ۱۹۱۷ جریان دارد. شخصیت اصلی داستان زنی به نام پلاگیا نیلوونا است که ابتدا زنی ساده، ناآگاه و محافظه‌کار به‌نظر می‌رسد.

او همسر کارگری خشن و الکلی است که او و پسرش پاول ولاسوف را با خشونت در خانه کنترل می‌کند. پس از مرگ شوهر، پلاگیا که عمری را در ترس و سکوت گذرانده، زندگی‌اش را وقف پسر جوانش می‌کند.

پاول جوانی باهوش و پرشور است که در کارخانه کار می‌کند اما کم‌کم به گروه‌های انقلابی سوسیالیستی جذب می‌شود. او شب‌ها در جلسات مخفی شرکت می‌کند، کتاب‌های ممنوعه می‌خواند و عقاید سیاسی‌اش را با دوستانش در میان می‌گذارد.

پلاگیا ابتدا از این فعالیت‌ها بی‌خبر است و بعد از آگاهی، به‌شدت نگران او می‌شود. اما چیزی در رفتار و ایمان پسرش، دلش را تکان می‌دهد. با گذشت زمان، او از دل مادرانه‌اش نیرو می‌گیرد و به فعالیت‌های سیاسی پسرش می‌پیوندد: او شب‌نامه‌ها را جابه‌جا می‌کند، در جلسات مخفی شرکت می‌کند و حتی شروع به خواندن و یادگیری می‌کند تا بهتر بفهمد چه بر سر کارگران می‌آید.

وقتی که پاول و یارانش توسط پلیس تزاری دستگیر و به زندان می‌افتند، پلاگیا مأموریت پخش پیام‌های آنان را به عهده می‌گیرد. او از زنی ترس‌خورده و منزوی به زنی آگاه، بااراده و فعال در جنبش سوسیالیستی تبدیل می‌شود.

پایان این داستان :

در پایان داستان، پلاگیا در حالی که اعلامیه‌هایی را در میان کارگران توزیع می‌کند، توسط پلیس شناسایی می‌شود. در آخرین صحنه‌ها، او در حالی که دارد حقیقت را با صدای بلند به کارگران می‌گوید، مورد ضرب‌و‌شتم قرار می‌گیرد، اما پیامش را به گوش دیگران رسانده است.

آدم عجول جلوی آسانسور ده بار دکمه را فشار می‌دهد. آدم عجول همه‌ی رانندگی‌اش بوق است و نور بالا. آدم عجول حتی به کلید اینتر رایانه‌ هم رحم نمی‌کند. حالا ماییم و این نفسِ سیری‌ناپذیز، با خواسته‌هایی بی‌حدومرز. اگر عجول باشیم، در برابر خواسته‌های نفس، قدرت ایستادگی نداریم و چون میلِ به انجام کارهای نفسانی داریم، زود مرتکب گناه و خطا می‌شویم. ولی اگر صبور باشیم، در برابر این فشارهای جسمی و روحی، هر واکنشی نخواهیم داشت. از اینکه قوه‌ی شهوت، ما را به‌سمت تمایلات جنسی فرا بخواند، بی‌قرار نخواهیم شد.

درون مایه ها و تحلیل کلی :